المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )
82
اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )
من خائفم كه اين پسر از بنى اسرائيل باشد ولى آسيه آن قدر بموسى اظهار محبت كرد كه فرعون از قتل آن حضرت خوددارى كرد و راضى شد كه موسى را بآسيه ببخشد . آسيه زنى را خواست كه موسى را شير دهد هيچ كس نبود مگر اينكه زن شيردهى را براى شير دادن آن حضرت معرفى كرد ولى موسى بن عمران عليه السّلام از گرفتن پستان و شير خوردن از آن زنان بطور كلى خوددارى فرمود . در تفسير قول خداى تعالى كه ميفرمايد : وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً روايت شده كه : مادر موسى عليه السّلام از فكر هر چيزى فارغ و آسوده بود جز از فكر فرزند كه او را مشغول كرده بود لذا به خواهر خود گفت : در جستجوى ميوهء دلم موسى باش و به بين خبر و اثرى از او بدست مىآورى ؟ همينكه خالهء موسى عليه السّلام دنبال فرمان خواهر خود رفت كسى را يافت كه دايه طلب مىكند فورا نزد مادر موسى آمد و شرح حال را نقل كرد و خود به طرف خانه فرعون رفته گفت : در اينجا زن صالحهاى است كه حاضر است موسى را متكفل شود ، موقعى كه مادر موسى داخل شد آسيه زن فرعون به او گفت : تو از چه قبيلهاى هستى ؟ گفت : از بنى اسرائيل ، آسيه گفت : اى دخترك من برو كه ما را به تو حاجتى نيست ، ولى زنان ديگر به آسيه گفتند : امتحان كن و ببين كه اين بچه پستان اين زن را ميگيرد يا نه ؟ . وقتى حضرت موسى عليه السّلام را بمادر دادند و او را در كنار خود قرار داده پستان در دهانش نهاد آن بزرگوار پستان مادر را گرفت و آن را بقدرى مكيد كه سير از شير شد . پس آسيه نزد فرعون رفت و او را با خبر كرد ، فرعون در جواب آسيه گفت : پسر از بنى اسرائيل